برادر ز شام بلا آمدم

من از پای طشت طلا آمدم

ز حالم گواهی       به اشکم نگاهی

برادر حسینم برادر حسین(2)

ز داغ تو یک اربعین سوختم

به ملک دلم شعلـه افروختم

ز داغت کبابم       غمت کرده آبم

برادر حسینم برادر حسین(2)

به دل با دف و چنگ چنگم زدند

بـه دروازۀ شام سنگم زدنـد

سرت را چو دیدم       گریبان دریدم

برادر حسینم برادر حسین(2)

همه بر تماشای ما صف زدند

به دور سر پاک تـو کف زدند

زده خنده دشمن   به اشک غم من

برادر حسینم برادر حسین(2)

تسلاّ بـه قـلب کبـابم بـده

ز رگهای خونین جوابم بده

غریبم، شهیدم            تمام امیدم 

برادر حسینم برادر حسین(2)

سکینـه ز شـام خراب آمده

به اصغر خبر ده رباب آمده

دل از جان بریده       علی را ندیده

برادر حسینم برادر حسین(2)

من آن بانوی مکتب عصمتم

که گردیده در این سفر قسمتم

جبیـن شکستـه          نماز نشستـه

برادر حسینم برادر حسین(2)